ساخت برج مشهور و یک کیلومتری دبی به مراحل نهایی خود نزدیک می شود. این پروژه حیرت انگیز که توسط Skidmore, Owings, & Merrill طراحی شده است. در اول فوریه ۲۰۰۵ آغاز گردید و پیش بینی شده است که در ۱۶ آگوست ۲۰۰۹ به طور کامل به بهره برداری برسد. ایم برج هم اکنون در مراحل انتهایی ساخت سازه اصلی می باشد.
ساعت شروع کار ادارات تهران در ماه رمضان ساعت ۹ صبح و پایان آن ساعت ۱۴ تعیین گردید.
به منظور ایجاد زمینه لازم برای استفاده مطلوب کارکنان دولت از فضایل و معنویتهای ماه مبارک رمضان، هیئت وزیران ساعت کار ادارات، مدارس و بانکها در این ماه نورانی و پربرکت را اعلام کرد. بر اساس تصمیم هیئت وزیران و برای به وجود آمدن فرصت مناسب برای خودسازی و بهرهمندی از برکات بیشمار ماه شریف و نورانی رمضان مقرر شد تا در همه استانها به استثنای تهران فعالیت اداری، صبحها با یک ساعت تأخیر شروع و در بعد از ظهر نیز یک ساعت و نیم زودتر خاتمه یابد.
بر اساس بند دیگری از تصویب نامه هیئت وزیران ساعت شروع کار اداری در تهران نه (۹) صبح و ساعت پایان کار چهارده (۱۴) تعیین شد.
منبع: خبرگزاری های دولتی و دولت دوست
« علی بن عبدالعزیز » که از دوستداران اهل بیت (ع ) و پیروان ائمه دین است چنین نقل می کند :
روزی حضرت امام جعفر صادق (ع ) به من فرمود :
« عمربن مسلم در چه وضعیتی می باشد و چه می کند »
به امام (ع ) عرض کردم :
« او به ذکر و عبادت خدا روی آورده و کار و تجارت را ترک کرده است . »
امام (ع ) با اطلاع از وضع عمربن مسلم اظهار تاسف کرد و سپس چنین فرمود :
« او مگر نمی داند که هر کس کار و تلاش خود را در طلب معاش ترک نماید دعای مستجابی در پیشگاه الهی نخواهد داشت »
باز هم پیرو سیاست های کارشناسانه و مهرورزانه دولت کریمه تصمیمی گرفته شده است که با روح اسلام و عقل در تضاد است. اگر کار عبادت محسوب می شود پ چگونه است برای عبادت خدا کار تعطیل می شود ؟
آیا کارمندان دولت که بیشتر در پشت میز و هوایی خنک مشغول بکارند خونی رنگین تر از کشاورزان و کارگران زحمت کشی دارند که از قبل از طلوع آفتاب عازم کار می شوند و با عرق جبین خود افطار می کنند؟
آیا این گونه تصمیمات تنبیه تولید و کار وتلاش و تشویق کار دولتی و تن پروری نیست؟
گفتم : کبوتر ِ بوسه!
گفتی : پَر!
گفتم : گنجشک ِ آن همه آسودگی!
گفتی : پَر!
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان!
گفتی : پَر!
گفتم : التماس ِ علاقه،
بیتابی ِ ترانه،
بیداری ِ بی حساب!
نگاهم کردی!
نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید!
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزار ِ انتظار من بجوشد!
عاشقم کردی! همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه!
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است!
حالا - بدون ِ تو!-
رو به روی اینه می ایستم!
می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار،
کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه!
و کسی در جواب ِ گفته های من «پر!» نمی گوید!
تکرار ِ آن بازی،
بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست!
پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی،
باز هم می نویسم:
برگرد!؟
مدام احساس خفگی می کنم
از نیمه شب سه شنبه تا چهارشنبه بعدازظهر مراجعه کنندگان به شکر با پیغام زیر روبرو می شدند.این مشکل بدلیل ایرادی که یک سایت بر روی سرور خدمات دهنده به شکر ایجاد کرده بود بوجود آمده بود که بالاخره برطرف شد.
The service is temporary unavailable.
Please contact the support department as soon as possible


آخرین نظرات